۱۴۰۴.۱۱.۰۵

سعید بادینی، کارگردان نمایش «سوررئالیست»، از چهره‌های باسابقه و موفق جشنواره تئاتر فجر است. او در سال ۱۳۹۶ با نمایش «آیفون» جایزه تقدیر بازیگری را دریافت کرد، در سال ۱۳۹۹ با نمایش «ژنرال» تندیس‌های اول کارگردانی، نویسندگی و کار گروهی را از آن خود کرد و در سال ۱۴۰۰ با نمایش «شجاع‌دل» موفق به دریافت جایزه ویژه بازیگری نقش ایران شد. بادینی همچنین در سال ۱۴۰۱ با نمایش «پلاسما» تندیس اول کارگردانی و در سال ۱۴۰۰ با نمایش «کالبدشکافی چند نامه ساده» تندیس‌های اول کارگردانی و نویسندگی جشنواره فجر را کسب کرده است.


سعید بادینی، سرپرست گروه تئاتر اهورا، در گفت‌وگو با روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی از ایده‌ شکل‌گیری این اثر، نگاه اجتماعی نمایش، چرایی ادامه اجرا در شرایط ملتهب امروز و نقدش به سازوکار جشنواره تئاتر فجر گفت.

درباره موضوع نمایش «سوررئالیست» توضیح می‌دهید؟

نمایش «سوررئالیست» درباره مجموعه‌ای از «ژن‌ها»ست که در بدن مادر قرار دارند و قرار است به جنین تبدیل شوند و به دنیا بیایند. هرکدام از این ژن‌ها نماینده یک موقعیت اجتماعی یا شغلی‌اند؛ ژن مهندس، ژن پزشک، ژن دانشمند، ژن بازیگر، ژن وزیر و… این ژن‌ها ده روز فرصت دارند تا تصمیم بگیرند کدام‌یک برای تولد انتخاب شود. در این مسیر، هر ژن وارد دنیا می‌شود، شرایط را می‌بیند و برمی‌گردد.

ژن مهندس وارد جامعه می‌شود و با ساخت‌وسازهای بی‌ضابطه، مجوزهای رانتی و بی‌قانونی مواجه می‌شود و تصمیم می‌گیرد که این دنیا جای مناسبی نیست. ژن پزشک با داروهای غیرمجاز، داروخانه‌های زیرزمینی و فروش دارو در ناصر خسرو روبه‌رو می‌شود و او هم از آمدن منصرف می‌شود. به همین ترتیب، هر ژن بخشی از واقعیت‌های تلخ جامعه را می‌بیند و بازمی‌گردد.

در نهایت، ژن دانشمند باقی می‌ماند؛ درست در لحظه‌ای که قرار است مادر شکل بگیرد و جنین متولد شود، جنگ دوازده‌روزه آغاز می‌شود. ژن‌ها به این نتیجه می‌رسند که در شرایط بحرانی، کشور بیش از هر چیز به «دانش» نیاز دارد. ژن دانشمند هسته‌ای انتخاب می‌شود، اما درست در لحظه تولد، موشکی به خودروی والدین برخورد می‌کند و پدر و مادر جان خود را از دست می‌دهند.

این روایت بر اساس واقعیت است؟

بله. این داستان برگرفته از یک اتفاق واقعی است. زوج جوانی که در جریان جنگ دوازده‌روزه، هنگام سفر با خودرو هدف حمله موشکی قرار گرفتند و ما تصاویر و گفت‌وگوی خانواده آن‌ها را در تلویزیون دیدیم. ما اسم و مشخصات را نیاوردیم، اما پایان نمایش ادای دینی به آن اتفاق واقعی است.

با وجود شرایط فعلی و انصراف برخی گروه‌ها، چرا تصمیم گرفتید اجرا را ادامه بدهید؟

من همیشه سعی کردم از سیاست فاصله بگیرم. ایدئولوژی من این است که من یک هنرمندم و یک رسالت انسانی دارم؛ رسالتی نسبت به مردم. وظیفه من این است که درد مردم را از زبان هنر بیان کنم. وقتی شرایط سخت‌تر می‌شود، اتفاقاً مسئولیت من سنگین‌تر می‌شود. اعتراض من باید از مسیر هنر بیان شود، نه از مسیر خشونت یا جناح‌بندی سیاسی.

من صحنه‌هایی دیدم که واقعاً اغتشاش بود؛ بریدن سر پلیس، کشته شدن کودک، آتش زدن مردم عادی. این‌ها ربطی به اعتراض مدنی ندارد. من هیچ‌وقت دوست ندارم خودم را وارد سیاست‌بازی کنم. هنرمندی که اثرش را از جشنواره بیرون می‌کشد، عملاً وارد بازی جناح‌ها می‌شود و این به هنر لطمه می‌زند.یک هنرمند باید در هر شرایطی، با زبان خودش اعتراضش را بیان کند؛ زبان من تئاتر است.

جشنواره امسال را تا اینجای کار چطور دیدید؟

مشکل همیشگی ما با بازبین‌ها و داورهاست؛ به‌ویژه در بخش تئاتر خیابانی.

چرا باید افرادی داوری کنند که هیچ سابقه‌ای در تئاتر خیابانی ندارند؟ چرا صرفاً برای به اصطلاح بالا رفتن «کلاس کار» از چهره‌ها استفاده می‌شود؟

هیچ‌وقت نمی‌بینیم کسی که تخصص تئاتر صحنه‌ای ندارد، داور تئاتر صحنه‌ای باشد، اما برعکسش به‌راحتی اتفاق می‌افتد.

از طرف دیگر، شرایط اجرایی واقعاً سخت است. ما از سیستان و بلوچستان ۲۶ ساعت در راه بودیم. با فاصله یک روز اجرا داشتیم و روز بعدش نیز باید برگردیم. این شرایط واقعاً فرساینده است و فرصت دیدن دیگر اجراها را هم از ما می‌گیرد. البته یک حسن بزرگ جشنواره امسال این بود که پا پس نکشیدیم و با وجود همه شرایط، کارها روی صحنه رفت. امیدوارم این ضعف‌ها بالاخره برطرف شود؛ هرچند سال‌هاست گفته می‌شود و تغییری رخ نمی‌دهد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha