به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، کبری التج نویسنده کتاب در آغاز نشست به دلایل نوشتن این اثر پرداخت. او با اشاره به تجربیات شخصی خود از مشاهده رفتار و شنیدن حرفهای کودکان گفت: « وقتی متوجه شدم بچهها از مدرسه بدشان میآید، متعجب شدم، چراکه نسل ما مدرسه را دوست داشت. اما بچههای امروز سرگرمیهای دیگری دارند و مدرسه دیگر برایشان جذابیتی ندارد. همین موضوع مرا به فکر فرو برد که چرا نیازهای بچههای امروز با آنچه مدرسه ارائه میدهد، هماهنگ نیست.»
التج تاکید کرد که تلاش کرده است در این اثر، از منظر کودکان به مسائل نگاه کند: «موضوعاتی که در کتاب مطرح شده، مانند نقد نظام آموزشی یا رفتار والدین و معلمان، همگی از نگاه بچهها بیان شده است. من قضاوت نکردهام که این نگاه درست یا غلط است، بلکه نشان دادهام که کودک اینگونه فکر میکند و این دیدگاه ارزشمند است. ما بهعنوان بزرگسال باید دیدگاه بچهها را به رسمیت بشناسیم.»
فرزانه فخریان، پژوهشگر فرهنگی، نیز به تحلیل ویژگیهای داستان پرداخت. او کتاب را بیشتر یک رمان کودک توصیف کرد و گفت: « شخصیت اصلی داستان، راپا، در مرز بین کودکی و نوجوانی قرار دارد و با اولین بارقههای نوجوانی با احساسات و مسئولیتهای مختلف و تعاملات والدین روبهرو میشود».
این کارشناس امور فرهنگی به سبک روایت و چندصدایی در اثر اشاره کرد: «چندصدایی در این داستان دیده میشود، اما بیشتر از دیدگاه راپا روایت میشود و صداهای دیگر بسیار کمرنگ هستند».
فخریان به نقطههای درخشان داستان، بهویژه در پرداخت به احساسات ابتدایی نوجوانی، اشاره کرد و افزود: «تکانههای عاطفی ابتدای نوجوانی، مانند نیاز به تایید، حس ارتباط با نزدیکان، یا حتی احساس نیاز به خواهر، بهخوبی در داستان گنجانده شده است؛ اما از سوی دیگر، برخی سوالات مطرحشده در داستان، مانند نقد نظام آموزشی یا دلیل یادگیری برخی دروس، بدون پاسخ باقی ماندهاند».
نظر شما