«گروگانکشتگی» رمان تاریخ معاصر است

نویسنده کتاب «گروگانکشتگی»؛

«گروگانکشتگی» رمان تاریخ معاصر است

گروگانکشتگی کمترین کاری که می‌کند این است که مخاطب را  به موضوع گروگانگیری و حواشی اش کنجکاو می‌کند تا بیشتر بداند.
۱۴۰۲.۱۰.۰۶

فاطمه شعبانی، خبرنگار- در شانزدهمین جایزه‌ی ادبی جلال دو کتاب از انتشارات سوره مهر در جمع نامزدهای نهایی قرار گرفته اند. در بخش داستان بلند و رمان، کتاب «گروگانکشتگی» نوشته نوید ظریف‌کریمی و در بخش مستندنگاری کتاب «روزهای پیام‌بری» نوشته روح‌الله شریفی وارد رقابت نهایی برای کسب این جایزه‌ی معتبر ادبی شده اند. گروگانکشتگی برگی از اتفاق تاریخی خاک‌خورده ما را در قالب یک رمان، ورق می‌زند. این کتاب، قصه گروگان‌های سفارت آمریکا در تهران است که از سوی دانشجویان پیرو خط امام به گروگان گرفته شده بودند. پنجم اردیبهشت ۱۳۵۹ ، آمریکا برای آزادسازی گروگان‌ها با چندین بالگرد و هواپیما وارد حریم هوایی ایران شد اما خوشبختانه این عملیات شکست خورد. پس از این عملیات، گروگان‌های آمریکایی به شهرهای مختلفی برده شدند تا امکان انجام عملیات‌هایی از این دست در آینده دشوارتر شود. داستان کتاب نیز درباره انتقال چند تن از این گروگان‌ها به مشهد است. گفتگوی ما را با نوید ظریف‌کریمی بخوانید.

چرا چهل سال بعد از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان، شما سراغ این سوژه رفتید؟

نویسندگان و کسانی که به دنبال نوشتن درام هستند معمولا دنبال تکرار آنچه گفته شده نمی‌روند و بیشتر سراغ کارهای انجام نشده و زمین مانده ‌می‌روند. به خصوص افرادی مثل من که گرایشی هم به تاریخ دارند معمولاً سراغ فرازهایی از تاریخ ‌می‌روند که گفته نشده یا خیلی کم به آن اشاره شده است. ماجرای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا ماجرایی است که روی آن کار نشده و از لحاظ داستانی مهجور مانده است.  کتاب‌هایی تاکنون نوشته شده‌اند مانند «اشغال» که دربردارنده خاطرات و آرای صادق زیباکلام است.همچنین مجموعه ۱۱ جلدی اسناد لانه جاسوسی و خاطرات معصومه ابتکار(از دانشجویان حاضر در لانه جاسوسی) که این‌ها کتاب‌های تاریخی تحلیلی هستند و در این سال‌ها کتابی که بخواهد در قالب رمان به این واقعه بپردازد، نداشته‌ایم. من ضمن پژوهش برای کتاب« پرده دوم» برایم مصاحبه‌هایی رسید از کسانی که همراه این گروگان‌ها در جابجایی شان در مشهد، بودند. بعداز خواندن مصاحبه‌ها تشویق و کنجکاو شدم که بیشتر روی آن کار کنم جرقه این رمان از آنجا خورد.

کتاب گروگانکشتگی رمان است یا مستند تاریخی در قالب رمان؟

قطعاً رمان است و یک مستند تاریخی نیست. گروگانکشتگی رمان تاریخ معاصر است و شامل ژانرهای فرعی و اصلی است. به طور کل سیاسی معمایی است.

وقایع تاریخ معاصر ما چقدر قابلیت رمان شدن دارد؟

به نظرم خیلی زیاد؛ هرچند هنوز خیلی جای کار دارد. گاهی به دوستانم می‌گویم به جای این همه آپارتمانی‌نویسی و عاشقانه‌های رقیق و غلیظ، سراغ برگه‌های تاریخ معاصر و قبل‌تر بروید که ضمن روایت یک داستان، اطلاعات و آگاهی هایی هم به خواننده داده باشید که بار ارزشی کتاب هم بالا برود.

با توجه به اینکه بسیاری از افرادی که در رویداد اشغال لانه جاسوسی دخیل بودند در قید حیات هستند، نوشتن در این باره چه دشواری‌هایی داشت؟

از قضا دست و دل من هم می لرزیدکه این کار را انجام دهم. چون کسانی که این اتفاق بزرگ را رقم زده بودند زنده و حاضرهستند. فکر می‌کنم برخی از آن‌ها کتاب را مطالعه کردند و برخی هم خبر کتاب به گوششان رسیده است. در کل حرکت کردن لبه تیغ بود. سعی کردم با افزودن عنصر خیال بتوانم آدم‌ها را از ماهیت واقعی‌شان فاصله دهم و بیشتر اهداف آدم‌ها و فضاسازی را از فضای معاصر رویداد بگیرم. اصلاً نمی‌شود گفت شخصیت رمان همان آدم واقعی است. هرچند شاید اشاره هایی داشته باشد اما وقتی کتاب را می‌خوانی نمی‌توانی بگویی این آقا یا خانم همان فرد است چون خیلی تغییر کرده است. پرداخت پیش داستانی و عقبه این‌ها همه زاییده تخیل نویسنده و یک چیز مرسوم و باب است. من اگر بخواهم شخصیت‌سازی کنم آدم فانتزی که نمی‌سازم از افراد همین جامعه انتخاب می‌کنم. درست است این آدم‌ها همان آدم‌هایی نیستند که در جابجایی گروگان‌های آمریکایی به مشهد دخیل بودند اما این‌ها آدم‌های جامعه ایران هستند و ما این آدم‌ها را دوروبرمان می‌بینیم.

در این مدت که از انتشار کتاب گذشته است، بازخوردی از کتاب گرفته‌اید؟

کتاب مدتی طول کشید تا از چاپ در بیاید بعد از انتشار کتاب  دوستانی بودند که کتاب را خواندند  هم تعجب و هم ابراز محبت کردند. خیلی‌ها از وقایع موجود در کتاب اطلاع نداشتند و این کتاب بهانه‌ای برای اطلاع از جزییات این رویداد شد. گروگانکشتگی کمترین کاری که می‌کند این است که مخاطب را  به موضوع گروگانگیری و حواشی اش کنجکاو می‌کند تا بیشتر بداند.

چرا این اسم را برای کتاب  انتخاب کردید؟

ماجرای کتاب ماجرای گروگانگیری است و  از این اصطلاح گروگانگیری خیلی استفاده شده است من خواستم یک اصطلاح بسازم که مرتبط با درونمایه و مضمون کتاب باشد. اینکه می‌گوییم گروگان کشتگی، چون در کتاب هم به آن اشاره می‌شود. در داستان چند گروگان داریم که دست به دست می‌شوند و سایه تهدید کشته شدن برسرشان است. این گروگانگیری در لایه های داستان وجود دارد به همین دلیل کشته شدن یک گروگان در کتاب، می تواند نمادین هم باشد. این اصطلاح ساخته خودم است من کتاب دیگری هم دارم‌«گروگان گرفتگی» که این اصطلاح دوم هم برساخته خودم است.

کدام بخش کتاب را خودتان خیلی دوست دارید؟

هرچند مدتی از نوشتن کتاب گذشته اما یکی از فرازهای غمناک تراژیک کتاب را دوست دارم جایی که حبیب بدون اینکه اطمینان داشته باشد که سرنوشت سالومه چه شده است سالومه را رها می‌کند و از مشهد به تهران می‌رود.

از شرکت کتابتان در جایزه جلال بگویید؟ نظرتان در مورد جایزه جلال چیست؟

کتاب من توسط سوره مهر در این جایزه شرکت کرده است. من به دلیل گرفتاری و مشغله‌هایی که دارم فرصت دنبال کردن این فراخوان‌ها را ندارم و خیلی وقت ها جا می مانم. اما سوره مهر زحمت شرکت در این جایزه را کشید. هرچند خودم سالها از پیگیرکنندگان این جایزه بودم. همیشه و به خصوص در سال‌های اخیر حرف‌های زیادی هم درباره جایزه جلال بوده است ولی من یکی از اهدافم این بود که کتابم در جایگاهی باشد که الان هست. زحمت زیادی هم برای نگارش این کتاب کشیده شده است تا به این مرحله برسد. اما صحبت کامل‌تر درباره این جایزه را باید زمانی کردکه تبش فروکش کرده باشد. قطعاً مفصل نظراتم را خواهم گفت. فکر می‌کنم خیلی از جوایز و جشنواره‌های ما نیاز به بازتعریف دارند. باید مسیرشان را یک بررسی مجدد کنند که آیا این هدف همان هدفی بوده که زمان پایه‌گذاری جایزه در نظر گرفته شده بوده؟ به نظر من در مقام مقایسه، جایزه جلال در ادبیات هم‌ارز جوایز جشنواره فیلم فجر است. اما وقت هایی بوده که جایزه جلال آدم را یاد بعضی از دوره های جشنواره فیلم فجر می انداخته، که همه جورفیلمی دارد جز فیلم های مرتبط به انقلاب، که عنوانش را یدک می‌کشد. جایزه جلال هم باید اهدافش را مشخص تر کند..

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha