به گزارش خبرنگار حوزه هنری، هفتادمین نشست نقد و بررسی ادبیات معاصر افغانستان عصر پنجشنبه ۲۲تیر به بررسی رمان «پایان روز» نوشته محمد حسین محمدی اختصاص داشت. در این برنامه که در سالن مهرداد اوستای حوزه هنری برگزار شد، علی اصغر عزتی پاک، ضیا قاسمی و حسن محمودی به عنوان منتقد سخنرانی کردند.
حسن محمودی، نویسنده و منتقد در این برنامه با اشاره به اینکه کتاب «پایان روز» در سال ۹۷ منتشر شد و همان زمان آنرا خواندم، گفت: بنا بر علاقهای که داشتم از مدتها پیش ادبیات افغانستانی را دنبال میکنم. قفسه کتابخانهام از نویسندگان افغانستانی بیشتر کتاب دارد و این نه به جهت پژوهشگری، که به دلیل علاقهام به ادبیات افغاستان است.
وی با بیان اینکه محمد حسین محمدی ما را با داستان نویسان افغانستان آشنا کرد، گفت: آشنایی من با محمدی به دههها پیش بر میگردد و اولین مواجههام با او در جشنواره داستان کوتاه در بندرعباس بود. در آن دوره محمد حسین محمدی، سعید بردستانی و هادی کیکاووسی سه نفری بودند که در جشنوارههای داستان کوتاه جایزه میگرفتند و داستانهای شاخصی مینوشتند و همه کنجکاو بودند که با آنها آشنا شوند؛ در حقیقت این سه نفر با نگاه خاصی که داشتند، ادبیات نابی ارائه کردند.
محمودی تصریح کرد: محمد حسین محمدی داستاننویسی است که در ایران رشد کرد، کتابهایش را به چاپ رساند و ما را با گویش و زبان و لغات بکری آشنا کرد. آقایان بردستانی و کیکاووسی به اندازه محمدی بخت و اقبال نداشتند؛ با اینکه داستان نویسان شاخصی هستند.
این منتقد ادبی با بیان اینکه توجه ما به ادبیات افغانستان به خاطر درخشش محمد حسین محمدی است، عنوان کرد: کتاب پایان روز نشان میدهد که محمدی به خاطر جهان داستانی خاص خود و ساختار داستانهایش نویسنده قابل تاملی است. متاسفانه در دورهای هستیم که رمان و داستان کوتاه بازار ندارد و به همین جهت کار خوب، حادثه تلقی نمیشود. بعد از کرونا سالهای سکوت بوده و محافل ادبیات داستانی کم شدند.
وی با اشاره به کتاب «طلسمات» اثر جواد خاوری، نویسنده افغانستانی، بیان کرد: زمانی آرزو میکردم تعداد زیادی این کتاب را بخوانند؛ چون به نظرم شاهکار بود. محمدی در کتاب پایان روز به نوعی از کار خود رونویسی کرده و خودش را تکرار کرده است.
نویسنده کتابهایی همچون روضه نوح و مارآباد خاطر نشان کرد: کتاب پایان روز درباره کارگری افغانستانی در ایران است. یکی از شخصیتهای خاص این کتاب، مادر است که در یاد مخاطب میماند. به نظرم کتابهای قبلی محمدی درخشانتر بود. کتاب پایان روز برای من به عنوان مخاطب و منتقد، آن بکری آثار قبل را ندارد. این کتاب در عین حال خوش ساخت و خوش فرم است و شخصیتپردازی نقطه قوتش محسوب میشود.
محمدی وجوه مشترکی با برسون، کارگردان فرانسوی دارد
بر اساس این گزارش، ضیا قاسمی نویسنده و منتقد ادبی نیز در این نشست با بیان اینکه از محمد حسین محمدی چندین چهره میشناسیم، گفت: محمدی شاعر را میشناسیم. یک چهره دیگر محمدی پژوهشگر است. روزنامه نگار، ناشر و نویسنده کودک و نوجوان از دیگر چهرههای محمدی است.
نقطه مشترک کارهای محمدی نظم و دقت است
قاسمی با بیان اینکه نقطه مشترک کارهای محمدی نظم و دقت است، به وجوه اشتراک محمدی و رابرت برسون، کارگردان فرانسوی اشاره کرد و اظهار داشت: زمانی دانشجوی رشته سینما بودم. اساتید ما «برسون» کارگردان فرانسوی را به ما معرفی کردند که کارهایش را تحلیل کنیم. جهان برسون شبیه جهان محمد حسین محمدی است. مخاطب عادی کارهای محمدی را مشتاقانه دنبال نمیکند؛ همان طور که برسون نیز مخاطب عام ندارد.
این منتقد ادبی با اشاره به اینکه محمد حسین محمدی به شدت به جزئیات توجه دارد، افزود: این برای مخاطبی که دنبال هیجان است، خسته کننده میشود. محمدی در داستان کوتاه، نویسندهای اتفاقپرداز و اتفاقانداز است که کاملا هیجان ایجاد میکند اما در رمانهایش این طور نیست.
نویسنده کتاب «من زندهام هنوز» تصریح کرد: خصلت مشترک دیگر محمدی و برسون نگاه نمایشی است. تمام وقایعی که محمدی روایت میکند، نمایشی است. محمدی از مشاهده وقایع جزئی داستان را شکل میدهد و روانشناسی یک جامعه را روایت میکند.
کتاب پایان روز برای مخاطب حرفهای ادبیات است
دیگر سخنران این نشست، علی اصغر عزتی پاک، با بیان اینکه شیفته نثر محمد حسین محمدی هستم، گفت: از آثار محمدی لذت میبرم، چون بسیار اثر گذار و پخته است. «پایان روز» داستان ملال، سکون و سکوت است که نویسنده تلاش کرده این مضامین را در فرم در آورد. زمان در این اثر کش دار است.
این منتقد با اشاره به اهمیت ایجاز در داستان، اظهار داشت: محمدی علی رغم حرفهای بودن، در کتاب «پایان روز» اطناب کرده است. نثر سنگین و وقایع با جزئیات بسیار ریز است؛ گویی ما جلوتر از نویسنده حرکت میکنیم و روایت جا میماند. وضعیت، خوب روایت و تبیین شده است اما اثر یاسآلود است. به نظرم نویسنده باید یک گام از مخاطب جلوتر باشد.
نویسنده میمانم پشت در و باغهای همیشه بهار خاطر نشان کرد: مردم کتاب میخوانند که وقتشان پر شود و در انتها امید و نشاطی بدست آوردند. کتاب «پایان روز» هم در اسم و هم در پایان تلخی دارد. نویسنده باید افق بازتری ببیند و امید را به مخاطب نشان دهد.
وی با بیان اینکه پرداخت در کتاب پایان روز ناتورالیستی است، افزود: نویسنده باید حداقل پایان را باز میکرد که مخاطب دلسرد و مایوس نشود. کتاب «پایان روز» هیچ باجی به مخاطب نمیدهد. این کتاب، اثری برای مخاطب حرفهای ادبیات است. در واقع روی سخن محمدی با نویسندگان و اهل کلمه است. محمدی در این اثر کمی کوتاهی کرده است. وی میتوانست داستان را از وضعیت رخوت نجات دهد.
لازم به ذکر است، محمدحسین محمدی، زاده افغانستان و بزرگ شده مشهد در دانشکده طبی بلخ تحصیل کرده است. او در کنار نوشتن و کار در مطبوعات بعد از سالها وارد دانشکده صدا و سیمای ایران شد و در رشته کارگردانی تحصیل کرد.
گفتنی است، سلسله نشستهای نقد و بررسی ادبیات معاصر افغانستان به همت مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری با همکاری خانه ادبیات افغانستان برگزار میشود.
انتهای پیام/
نظر شما