به گزارش روابط عمومی حوزه هنری ، در ابتدای این نشست، دکتر الهام فلاح با بیان ویژگی های« روانشناسی محیط»، مفهوم «سازگاری» را مورد توجه قرار داده و گفت:« آنچه که در این نشست صحبت خواهد شد، نتیجه مطالعاتی است که سالها در قالب پایان نامه ارشد و دکتری و بعد از آن داشتم و بخشی از آن را در کتاب«اسارت ساکن در مسکن» که روایتی از سازگاری خانه و خانواده در شهر «یزد» است مورد مطالعه قرار دادهام».
وی افزود: در این نشست، تحولات مسکن را مورد بحث قرار میدهیم اما با یک تفاوت. درواقع کالبد «مسکن» صرفا موضوع مورد بررسی ما نیست، بلکه درتلاش هستیم این تحولات را در گفت وگویی که بین «ساکن و مسکن« است، بررسی کنیم و اینجاست که از مفهوم «سازگاری» استفاده میکنم.
سازگاری یعنی چه؟
فلاح در ادامه گفت: مفهومی که ما درباره سازگاری، در این نشست از آن صحبت میکنیم، همه تلاشهایی است که انسان در رابطه با محیط و یا انسان در تعامل با انسانهای دیگر انجام میدهد. تلاشهایی که خود را با محیط سازگار کند و یا اینکه محیط را با خود هماهنگ کند. به بیان سادهتر همه انسانها، استراتژیهایی را به کار میگیرند که بتوانند در شرایطی که زندگی میکنند به یک حد تعادل از سازگاری برسند.
وی تاکید کرد: هر مطالعهای که در حوزه مسکن صورت میگیرد باید در یک بستر فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مشخص صورت گیرد. شهر «یزد» از جمله شهرهایی در ایران است که ساختار کالبدی یک شهر اسلامی را هنوز دارد، به بیان سادهتر ما ساختار کالبدی مسکن سنتی را هنوز در شهر «یزد» میبینیم، به همین دلیل مطالعاتی در این خصوص انجام دادم.
انسان و سازگاری
او میگوید: برای درک بیشتر این توضیحات مفاهیم بیشتری را مورد بررسی قرار میدهم. مفاهیمی چون «انسان و سازگاری». و در این زمینه تعاریف مختلفی وجود دارد.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران ادامه میدهد:« انسان میتواند با توانمندیهای فیزیکی شناخته شود، میتواند پدیدهای باشد که در رفتار تجلی پیدا کند و میتوانیم انسان را پدیدهای بدانیم که بر بوم و محیط و همچنین بستر فرهنگی، اجتماعی خود تکیه میکند، در واقع آن تعریفی که از انسان در این نشست ارائه میدهم میتواند جمع بندی همه این موارد باشد. به تعریف دیگر انسان از بستر فرهنگی، آیینی و بوم تاثیر میپذیرد. میتوان گفت انسان یک موجود کنشگر است و در مقابل کنشهای محیط، واکنشهایی را از خود نشان میدهد».
فلاح گفت:« مفهوم سازگاری در حوزه مدیریت و روانشناسی تاریخچهای بسیار طولانی دارد، ولی چند سالی است که وارد ادبیات روانشناسی محیط شده و در پژوهشهای حوزه معماری مورد توجه قرار میگیرد. میتوان از مفهوم سازگاری این تعریف را ارائه داد که سازگاری یک هماهنگی بین نیازهای انسان در یک سمت و قابلیتهای محیط در سمت دیگر است، آنچه که محیط از نظر ویژگیهای کیفی و کمی از خود ارائه میدهد ».
وی افزود: «برای اینکه سازگاری بین مسکن و ساکن را مطالعه کنیم، به یک معیار قابل مقایسه نیاز داریم. در یک سمت ما «مسکن» را داریم با ویژگیهای کالبدی و کمی آن، که «قابلیت ها» نامیده میشود و در یک سمت انسانی (ساکنی) را داریم که عضوی از یک خانواده است و نیازهایی را در رابطه با «مسکن» دارد. میتوان گفت اینجا یک گفت وگو از جنس سازگاری شکل میگیرد.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران اظهار داشت: «رفتارهایی که انسان در رابطه با محیط از جنس سازگاری انجام میدهد در جهت دو اتفاق میافتد، یا اینکه در تلاش است که مسکن را با خود هماهنگ کند و یا خود را با محیط و فضا تطبیق دهد».
فلاح ادامه داد: « زمانیکه این سازگاری را مورد بررسی قرار میدهیم، با چند عامل روبه رو میشویم، اولین عامل «مسکن» است که چه ویژگیهایی دارد ودر ادامه با دومین عامل که «ساکن» است مواجه میشویم که در طی زمان تغییر میکند. حتی میتواند این تغییر، در قالب چرخه زندگی یک خانواده باشد، البته این مطالعات باید در یک بستر مشخص اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی صورت گیرد که در طول زمان تغییر میکند».
«یزد» از قاجار تا به امروز
فلاح تصریح کرد: « در این نشست بستری که انتخاب شد، شهر «یزد» است. با بازده زمانی از دوره قاجار تا به امروز، که در این بازده زمانی، سه الگوی مسکن رخ میدهد وهمچنین تحولاتی که بر خانواده اتفاق میافتد را مورد بررسی قرار میدهیم».
عضو هیات علمی دانشگاه تهران ادامه داد:« ایران در اواخر دوره قاجاریه با غرب آشنا شد و در پی آن یک نوسازی اجباری از جانب حکومت آغاز شد، در ابتدا، مردم عامی، تماشاگر این تغییر و تحولات بودند. این تغییرات در نهادهای مختلف جامعه و قشرهای روشنفکر جامعه اتفاق افتاد و بعد وارد زندگی عامه مردم شد، به بیان سادهتر یک کشاکش بین «سنت» و« مدرنیته« رخ داد که در ساختار شهرها و الگوی زندگی و هم در تحولات اجتماعی رخ میدهد، اصلیترین تفاوتی که از دوره سنت تا مدرنیته مورد مشاهده قرار میگیرد تغییر خانواده گسترده به یک خانواده کوچک است».
وی گفت: از سال 1317، طی برنامههای چند سالهای که دولت آن را برنامهریزی میکند، تصمیمهایی اتخاذ میشود که بخش اعظم این تصمیمها مسکن را به سمت کوچکتر شدن و انبوهسازی و خانههای کوچک با کیفیت پایینتر پیش میبرد. زیرا برای جمعیت زیاد و مهاجرتهایی که اتفاق میافتد و همچنین بر اساس سطح اقتصادی مردم باید مسکن تامین میشد، در این دوره زمانی در حوزه اجتماعی ما تعاملاتی را از دوره قاجار با غرب پیدا میکنیم.
سبک تهران یا الگوی برون گرا
وی در ادامه افزود: «اولین تاثیرات تعاملات با غرب را در معماری «تهران» میبینیم که باعث میشود یک سبکی به نام« سبک تهران» شکل بگیرد. میتوان گفت یک الگویی تقریبا برون گرا در معماری ما رخ میدهد، این الگوی برون گرا، به شهرهای مختلف هم وارد میشود و شهر «یزد» نیز از این قاعده مستثنی نیست. آپارتمانها به عنوان یک الگوی کاملا غربی که اول وارد تهران میشود و بعد در شهرستانها و همچنین در شهر «یزد» با تفاوتی کم در مقایسه با شهر تهران پدیدار میشوند، تاثیری که معماری در آن دوره میپذیرد از تاثیر معمارانی است که یا در غرب آموزش دیده و یا توسط اساتید غربی آموخته اند».
تکنولوژی و تحولات مسکن
عضو هیات علمی دانشگاه تهران تصریح کرد: «بخش دیگری که به تحولات الگوی مسکن کمک میکند «تکنولوژی» است، تا قبل از آن هر چه داریم «خشت خام» است، با رشد تکنولوژی، تیرآهن وارد معماری میشود، در این دوره، از «شیشه» در مقیاس وسیعتر استفاده میشود. به مرور زمان «بتن» وارد معماری آن دوره میشود. میتوان گفت که در دوره پیش از انقلاب، ساختمانهایی به مقیاس وسیع با بتن ساخته شده است که از نمونههای آن میتوان به «شهرک اکباتان» اشاره کرد. کیفیت مصالح و تکنولوژیهای جدید، این امکان را فراهم کرد که خانهها را در چند طبقه بسازیم و کم کم معماری ما به سمت برون گرا حرکت کرد.
فلاح گفت:« همه این اتفاقات باعث شد یک بافت کاملا منسجم سنتی که از دوره قاجاریه وجود داشت شروع به تغییر کند، در مورد شهر «یزد»، خوشبختانه این سه الگو را در سه بافت منسجم مشاهده میکنیم. یک بافت کاملا منسجم که از دوره قاجاریه و حتی پیش از آن وجود دارد.
تغییر چهره شهر
وی افزود: «در دوره پهلوی، شهرها به سمت مدرن شدن حرکت میکنند، « خیابان کشیهای مدرن» در دستور کار شهرداریها قرار میگیرد، بافتی که در این دوره زمانی وجود دارد بافت میانی در دوره پهلوی اول و دوم است. خیابان کشیها به شکل عمودی و منظم است اما الگوی مسکن، همچنان حیاط مرکزی است. این حیاط مرکزی با الگوی دوره قاجاریه متفاوت است.
فلاح در ادامه میگوید: « در این دوره، خانهها وسیعتر میشوند و دلیل آن، گسترش وسایل حمل و نقل است، افراد ثروتمندتر از این بافت درونی منسجم دور میشوند ودر بافت میانی قرار میگیرند که آن زمان در حاشیه شهر بوده است، الگوی متفاوت از مسکن در این دوره زمانی شکل میگیرد و میتوان گفت در این دوره، بحث «بالاشهر» و «پایین شهر» و تفاوت سبک زندگی در داخل شهرها اتفاق میافتد.
ضابطه شصت - چهل
عضو هیات علمی دانشگاه تهران افزود: بافت بیرونی بعد از انقلاب اسلامی شکل میگیرد، در این زمان، ضابطه شصت - چهل انجام میشود. در این شکل جدید از مسکن، حیاطها به یک سمت کشیده میشود و ساختمانها به یک سمت دیگر. میتوان گفت یک الگوی کاملا متفاوت از مسکن صورت میگیرد.
وی گفت: الگوی بعدی مسکن در شهر «یزد» مسکن میانی است. مسکن میانی از دوره پهلوی دوم شروع میشود که در سال 1330، قانون شصت، چهل اعمال میشود، به بیان سادهتر 60% زمین را فضای ساخته شده (ساختمان) دربرمی گیرد و 40% زمین خالی (حیاط) است.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران تشریح کرد: «آخرین الگوی مسکن که درهمه شهرها با الگوی مشابه ساخته میشود «مسکن آپارتمانی» است، مسکنی که حیاط از آن کاملا حذف شده است.
فلاح در پایان سخنانش اظهار داشت:« با همه مطالعاتی که بخشی از آن در این نشست ارائه شد و بسیاری از آن در مقالات و کتاب من موجود است، میتوانم اینطور نتیجهگیری کنم که در مسکن «سنتی»، یک سازگاری دوطرفه بین ساکن و مسکن برقرار است. این سازگاری را میتوانیم به گفت وگو تشبیه کنیم»، مسکن تغییراتی را میپذیرد، ساکن، رفتارهای خود را تغییر میدهد و این دو، در یک مکالمه با هم رشد میکنند، در قالب یک گفت وگوی کاملا دوطرفه. در مسکن میانی، ما شاهد تغیییراتی بودیم، در مسکن جدید و آپارتمانی، مسن طوری طراحی و ساخته میشود که مردم حتی شاید قبل از آنکه مسکن را ببینند، آن را میخرند و هیچ گونه اطلاعی از ویژگی آن ندارند، به این ترتیب خانههایی ساخته میشود که میتوان گفت ارتباطی با ساکنین خود برقرار نمیکند و ساکنین همیشه در تقلای این هستند که به یک سازگاری با مسکن خود برسند.
اتفاقی که در شهر «یزد» و یا شهرهای مشابه اتفاق میافتد این است که آپارتمان به عنوان یک مسکن موقتی پذیرفته میشود و ساکنین همیشه در ذهنشان است که وقتی شرایط اقتصادی مناسبی برسند قطعا به یک الگوی خانه حیاطدار مهاجرت کنند».
زهرا بخشی: عصر چهارشنبه 20 اردیبهشت ماه، دومین نشست از سلسله نشستهای الفبای آبادی با محوریت«سازگاری ساکن و مسکن» در سالن سلمان هراتی حوزه هنری برگزار شد. این نشست با حضور دکتر «الهام فلاح» عضو هیات علمی دانشگاه تهران و از فعالین حوزه مسکن و شهرسازی و علاقمندان به این حوزه و دانشجویان رشته معماری برگزار شد، در این جلسه که با همت مرکز معماری اسلامی حوزه هنری برگزار شد، موضوع «سازگاری مسکن و اقلیم» مورد بررسی قرار گرفت.
نظر شما