به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، صد و چهل و پنجمین نشست از سلسله نشستهای هفتگی «مثنویخوانی»، با حضور علاقهمندان به آثار مولانا، صبح روز چهارشنبه بیستونهم مهرماه ۱۴۰۵، در اتاق ۴۰۲ حوزه هنری برگزار شد. این نشست نیز طبق رسم همیشگی، با طنین دلنشین آواز آغاز شد. حشمتالله نوروزی، هنرمند و نگارگر، با نوایی گرم، غزلی شورانگیز از حضرت حافظ را اجرا کرد که مطلع آن چنین بود:
«سَمَنبویان، غُبارِ غَم چو بِنْشینَنْد؛ بِنْشانَنْد
پَریرویان، قَرار از دِل چو بِسْتیزَنْد؛ بِسْتانَنْد
بِه فِتْراکِ جَفا، دِلها چو بَربَنْدَنْد؛ بَربَنْدَنْد
زِ زُلْفِ عَنْبَرین، جانها چو بُگشایَنْد؛ بِفْشانَنْد»
هنرِ بهرهگیری از ظرفیت فعل
محمدرضا سنگری در تبیین غزل قرائت شده، به بررسی ویژگیهای فرمی آن پرداخت و خاطرنشان کرد که این غزل، در واقع یک «غزل فرمی حافظ» است.
او تأکید کرد که در زبان فارسی، ظرفیت فعل و بهرهگیری از آن، اهمیتی بسیار حیاتی دارد. از آنجا که در ساختار فارسی فعل در انتهای جمله قرار میگیرد، کسانی که به جملات بلند عادت کردهاند، ممکن است در حفظ پیوند میان آغاز و پایان دچار مشکل شوند؛ اما هنر اصلی در این است که بتوان از این ویژگی بهره جست.
سنگری اشاره کرد که حافظ در این غزل از ظرفیت «جناس» و «تضاد فعل» بهره جسته است. نکته روانشناختی که در این غزل وجود دارد این است که بوها چه اثری روی انسان میگذارد؟ میوهها و گلها، بو و اندازه متفاوت دارند. اینجا حافظ از سمن استفاده کرده است و گل یاسمن بوی خاصی دارد. او با اشاره به تنوع بوها و اندازه گلها، یادآور شد که «آفریده خدا تکرار ندارد».
وی همچنین به یک نکته عمیق روانشناختی و معرفتی اشاره کرد و گفت: ما در زندگی دائم با «متنهای غیرنوشتاری» مواجه هستیم، در حالی که گویی در درون کتابها زندگی میکنیم. امام علی علیهالسلام میفرماید: تو کتابی هستی که حروف آن پنهانها را آشکار میکند.ما صورتهایمان پر از واژه است، رفتار و کردار ما پر از واژه است.
آشفتگی؛ از اضطراب تا مسیرِ خودیافتگی
در ادامه جلسه مثنویخوانی این استاد دانشگاه به ادامه مباحث گذشته پرداخت و بیان کرد: یکی از موضوعاتی که مولوی مطرح میکند بحث آشفتگی است که معادل قرانی آن آشفتگی مضطر است. آشفتگی مراحل مختلفی دارد ما یک روان آشفته داریم که حالتی است که موجب اختلال در رفتارشناختی میشود و شناخت ما گم میشود و دچار توهم میشویم. آشفتگی دیگر در کلام است و اینکه زمان و مکان گم میشود. این آشفتگی اگر مسیر خودیابی را هموار کند، میشود مضطر و این آشفتگی مثبت است و چند خاصیت دارد. از خاصیتهای آن دور کردن انسان از زندان عادت است.
او ادامه داد: گاهی بههم ریختگی برای رسیدن به سامان جدید است مثلا ماه رمضان یک به هم ریختگی است و به زندگی، معنای تازه میبخشد و آن را از تکرار خارج میکند. ویژگی دوم یا دستاورد دوم آشنایی با محدودیتهای خویشتن برای رسیدن به حقیقت است. این آشفتگیها ما را با ناتوانی خودمان آشنا میکند. دستاورد سوم پیدا کردن راه حل است که به خلاقیتها دامن میزند. من این موضوع را در میان اسرایی که سالیان طولانی در زندانهای بعث عراق، سپری کردند زیاد دیدهام. آنها در دوران اسارت خلاقیتهایی داشتند. انسانها و حتی موجودات دیگر در تنگناها به خلاقیت میرسند. دستاورد دیگر اینکه باعث شناخت ما از دوستانمان میشود.
سنگری افزود: همیشه به هم ریختگیها و آشفتگیها بد نیست گاهی فرصتساز است و میتواند راهحل پیش پای ما بگذارد. بنابراین همیشه حوادث و آشفتگیها را بد ندانیم. هیچ رویدادی در جهان وجود ندارد که خیر و نیکی درون آن نباشد. خدا قفل نمیفرستد کار خدا کلید فرستادن است. در جهان بن بست وجود ندارد حتی اگر بن بست بود برگرد این یک راه جدید است.
محمدرضا سنگری اظهار کرد: یکی از اسامی امام زمان عج «مضطر» است.
ادامه کلاس به قرائت مثنوی و ادامه داستان طوطی و بازرگان گذشت.
«دوست دارد یار این آشفتگی
کوشش بیهوده به از خفتگی
آنک او شاهست او بی کار نیست
ناله از وی طرفه کو بیمار نیست
بهر این فرمود رحمان ای پسر
کل یوم هو فی شان ای پسر
اندرین ره میتراش و میخراش
تا دم آخر دمی فارغ مباش
تا دم آخر دمی آخر بود
که عنایت با تو صاحب سِر بود»
نظر شما