به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، اسماعیل امینی، استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبیات در آغاز سخنان خود با اشاره به اینکه دغدغههای فرهنگی نباید محدود به تقویم باشند، انتقاد خود را متوجه مناسبتزدگی نهادهای رسمی کرد.
او با ذکر مثالی از اشتباهات رایج برخی مجریان در خواندن ابیات بزرگان، به تقلیل جایگاه حافظ و سعدی اشاره کرد و گفت: مثلا روز مبعث رسولالله، برای خواندن بیت «نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت…» مجری به جای کلمه «مشق»، میگوید «خط»، یا میگوید «مشق ننوشت» که غلط است؛ چون مشق نوشتن پدیدهای جدید است.
این نویسنده در ادامه مبحث حافظ شناسی تأکید کرد که ما منابع عظیمی از فرهنگ ملی داریم که به تعبیر او ابر نفت هستند؛ از قرآن کریم و نهجالبلاغه گرفته تا شاهنامه، حافظ، سعدی، نامههای عینالقضات و تاریخ بیهقی؛ منابعی که در ۵۰۰ هزار نسخه خطی در جهان پراکندهاند اما ما با این فقر دسترسی و مطالعه زندگی میکنیم.
این پژوهشگر در ادامه، برای نشان دادن کارکرد زنده ادبیات و تأثیر آن بر زندگی، به شعری از نظامی گنجوی اشاره کرد که در دوران نوجوانی، پدرش برای او میخواند تا اهمیت سحرخیزی را به او گوشزد کند: «میباش به عمر خود سحرخیز / از خواب سحرگهان بپرهیز / میکوش به هر ورق که خوانی / کان معنی آن تمام دانی.»
به اعتقاد او، مهمترین بهره از مطالعه متون کهن این است که درمییابیم ما در فراز و فرودهای زندگی، شکستها، پیروزیها، شادیها و غمها تنها نیستیم و این تجربهای است که برای تمام بشر در طول تاریخ تکرار شده است.
در بخش دیگری از طنزآمیز، این طنزپرداز به «جوامعالحکایات» ارجاع داد؛ اثری که به گفته او، حتی در روایت دزدیها نیز درسهای اخلاقی و انسانی نهفته دارد.
امینی ضمن روایت داستان دزدی که هنگام غارت کاروانی، کیسهی سکهای را باز میکند و با یک «آیتالکرسی» مواجه میشود، از سرقت آن منصرف میشود و با تأکید بر اینکه این حکایات را بسیار خواندنی و آموزنده دانست و خاطرنشان کرد: نویسندگان بزرگ ما، اتفاقات جزئی و مصداقی را به گونهای بیان میکردند که قابلیت تعمیم به موارد مشابه را داشته باشد.
او در ادامه با گریزی به بحثهای زبانی و اصلاح اشتباهات رایج، ضمن تأکید بر ضرورت مطالعه دقیق متون، جلسه را با این نگاه به پایان برد: ادبیات کهن، نه موزهای برای تماشای اشیای گرانبها، بلکه تجربهای زنده برای زیستن است.
نظر شما