به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، بیست و نهمین گردهمی آموزشی «طنزینما» روز یکشنبه ۱۹ مهرماه در سالن صفارزاده با حضور نسیم عربامیری، نویسنده، طنزپرداز و فیلمنامهنویس برگزار شد.

در این گردهمی مباحثی پیرامون تحلیل ابعاد روانشناختی شخصیتپردازی و ساختار پرده دوم فیلمنامهها با تمرکز بر آثاری همچون خانم داتفایر، ورود آقایان ممنوع و نیمهشب در پاریس مورد بررسی قرار گرفت.
عربامیری در آغاز نشست با طرح این پرسش که خواسته و نیاز در فیلمنامه چیست، به تبیین تعارضهای درونی شخصیت اصلی پرداخت.
او با اشاره به اینکه شناخت دقیق این دو مفهوم، موتور محرک قصه است، گفت: خواسته در واقع همان هدف آگاهانهای است که قهرمان از ابتدای داستان به زبان میآورد و میداند که چه چیزی میخواهد. همانطور که در فیلم خانم داتفایر میبینیم، شخصیت رابین ویلیامز تمایل دارد به فرزندانش نزدیک شود و از آنها مراقبت کند.
در مقابل، این فیلمنامهنویس نیاز را همان خلأ یا ضرورت درونی و ناخودآگاهی دانست که قهرمان به آن آگاهی ندارد ولی برای رشد و کمال به آن احتیاج دارد.
عربامیری با بیان اینکه پدر در این فیلم نیاز دارد به مسئولیتپذیری برسد و از رفتارهای کودکانه عبور کند، تصریح کرد: این تحول در نهایت او را به یک پدر کامل تبدیل میکند.

او با بیان اینکه بسیاری از انسانها در زندگی واقعی نیز میان خواستههای ظاهری و نیازهای درونی خود دچار تعارض هستند، افزود: ریشه بسیاری از ناآرامیهای درونی آدمها و البته شکلگیری درام در داستانها، همین شکاف و عدم همسانی میان خواسته و نیاز است.
این مدرس فیلمنامهنویسی کمدی تاکید کرد: اگر قهرمان داستان از همان ابتدا نیاز واقعیاش را بداند و به آن آگاه باشد، اصلاً قصهای شکل نمیگیرد و درام دقیقاً در بستر همین تعارضها متولد میشود.
عربامیری در ادامهی مبحث تحول شخصیت با اشاره به اینکه قهرمان برای رسیدن به نیاز درونیاش ناچار است خواسته بیرونی خود را قربانی کند، مثالهایی از سینمای ایران و جهان ارائه داد.
او گفت: در فیلم «ورود آقایان ممنوع»، خانم دارابی خواستهای آگاهانه مبنی بر اول شدن دانشآموزانش در المپیاد شیمی و طرد مردان از مدرسه دارد اما نیاز درونیاش پذیرش زنانگی و کنار گذاشتن دشمنی افراطی با مردان است.
این نویسنده همچنین به فیلم «نیمهشب در پاریس» ساخته وودی آلن اشاره کرد. در این فیلم شخصیت اصلی داستان در حسرت گذشته طلایی فرانسه است و خواستهای بیرونی مبنی بر دیده شدن بهعنوان یک نویسنده بزرگ دارد اما نیاز ناخودآگاهش این است که بیاموزد در زمان حال زندگی کند و نامزد ناسازگارش را رها کند.
عربامیری با بیان اینکه تحول شخصیت نمیتواند دفعی و بدون مقدمه رخ دهد، تأکید کرد: نویسنده باید از پرده اول نشانهها و کدگذاریهای لازم را در متن قرار دهد تا مخاطب تحول نهایی قهرمان را منطقی و باورپذیر ببیند.
در بخش دیگری از این گردهمی، حاضران به بازبینی و تحلیل سکانسهای پرده دوم فیلم کمدی خانم داتفایر پرداختند. این طنزپرداز با اشاره به اینکه معرفی شخصیت در پرده اول با مهندسی دقیقی انجام میشود، تصریح کرد: ما در سکانس نخست با مردی روبهرو میشویم که از یکسو مسئولیتپذیر نیست و کارش را بهخوبی انجام نمیدهد اما از سوی دیگر اصول خاصی دارد و حاضر نیست بهخاطر تبلیغ سیگار اصول اخلاقیاش را زیر پا بگذارد.

وی افزود: این ویژگیهای متضاد همراه رفتار کودکانه او در خانه، بستر مناسبی برای حادثه محرک یا همان درخواست طلاق همسر فراهم میکند تا داستان وارد پرده دوم شده و قهرمان برای حفظ ارتباط با فرزندانش دست به تغییر هویت بزند.
این گردهمی با پرسش و پاسخ حاضران درباره چگونگی پیوند دادن ساختار روانشناختی شخصیت با ژانر کمدی و درام به پایان رسید.
نظر شما