به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، در این گردهمی که با تمرکز بر خلق متون کمدی از زاویه دید «تختهسیاه مدرسه» برپا شد، محسن فراهانی، مدرس کارگاههای طنزخوانه، ضمن ارزیابی متون خواندهشده ازسوی هنرجویان، به تبیین ظرایف تکنیکی کمدینویسی ازجمله نسبت منطق و شوخی، کارکرد لهجه در جانبخشی به اشیاء، ضرورت واژهسازی و آسیبهای جدی بهرهگیری از هوش مصنوعی در طنز مکتوب پرداخت.
محسن فراهانی در ابتدای این جلسه با اشاره به تجربه زیسته اعضای کارگاه در مواجهه با اشیای نوستالژیک کلاس درس، جانبخشی به اشیاء را یکی از تمهیدات جذاب در طنز دانست و گفت: وقتی نویسنده به شیء بیجانی مانند تختهسیاه، باورها و افکار انسانی میدهد، نخستین جرقه شوخی زده میشود؛ حال اگر این شیء گرایشهای سیاسی تند، ادعاهای روشنفکری یا رویکردی انتقادی نسبت به محیط پیرامونش اتخاذ کند، بستر کمیک بسیار عمیقتری شکل میگیرد. در این میان، آنچه متن را پیش میبرد باورپذیری شخصیت است؛ تختهسیاهی که همزمان نظارهگر تغییر نسلها، رفتارهای دانشآموزان و دردهای معیشتی معلمان است، پتانسیل بالایی برای پیوند زدن دغدغههای اجتماعی با شوخیهای تند و تیز دارد.

این مدرس طنز با تاکید بر اهمیت بومیسازی و پرهیز از استفاده تزیینی از لهجه در متون کمدی تصریح کرد: دادن لهجه به یک کاراکتر، بهویژه در جانبخشی به اشیاء، تیپسازی بسیار موثری ایجاد میکند اما به شرط آنکه نقشی ارگانیک در پیشبرد درام داشته باشد.
وی با بیان اینکه اگر لحن و کلمات اصفهانی، خراسانی یا هر گویش دیگری را بتوان بدون لطمه خوردن به ساختمان داستان با لهجه دیگری جایگزین کرد، نشان میدهد نویسنده صرفاً روی سطح لهجه مانور داده است، بیان کرد: لهجه استاندارد در طنز نیازمند تسلط بر نحو، چینش کلمات و روانشناسی رفتاری برآمده از آن اقلیم است؛ درست مانند همان تاثیری که ساختار زبانی در رمانهای موفقی نظیر «آبنبات هلدار» خلق میکند.
فراهانی یکی دیگر از مهارتهای کلیدی طنزنویسان را توانایی واژهسازی دانست و هنرجویان را به جسارت زبانی فراخواند و افزود: بسیاری از اصطلاحات ماندگار زبان عامیانه و ادبیات نمایشی، روزی ازسوی طنزپردازان خلق شدهاند. واژهسازی هوشمندانه علاوه بر اینکه ابزاری موثر برای دور زدن کلیشهها و عبور از خطوط قرمز کلامی است، ذهن نویسنده را از رخوت نجات میدهد و امضای قلمی او را در خاطر مخاطب ماندگار میسازد.

این نویسنده در ادامه با بیان اینکه نویسنده طنز نباید مصرفکننده صرف واژگان موجود باشد، بلکه باید با ترکیبسازیهای نو، ظرفیتهای جدیدی به زبان طنز اضافه کند، اظهار داشت: اکیداً توصیه میکنم در حوزه نگارش طنز سراغ هوش مصنوعی نروید. هوش مصنوعی هر اندازه هم که پیشرفت کند و در حوزههای پردازشی، تولید موسیقی یا ترجمه یاریرسان باشد، در طنزنویسی به خلاقیت فرد آسیب میزند.
او با اشاره به اینکه طنز یک هنر کاملاً شهودی، وابسته به زیست اجتماعی، درک روزمره و احساسات انسانی در بستری فرهنگی است، گفت: در مقابل ساختار هوش مصنوعی بر پایه کدهای دودویی و الگوریتمهای صفر و یک بنا شده است. کمدی دقیقاً در نقطهای متولد میشود که منطق بیرونی شکسته و زیر پا گذاشته میشود؛ بنابراین ماشینی که سراسر از منطق شکل گرفته، نمیتواند حامل بیمنطقی شیرین و ظریف طنز باشد.

فراهانی در بخش پایانی میان منطق روایی داستان و بیمنطقی در شوخی تفکیک قائل شد و یادآور شد: شوخی محصول بر هم زدن منطق است اما منطق قصه و زنجیره علت و معلولی ماجرا نباید فروبریزد؛ حتی غریبترین فانتزیها نیز باید در دنیای خیالی خود، علتی برای معلولهایشان به مخاطب ارائه دهند تا باورپذیر باقی بمانند. افزون بر این، برای نوشتن یک طنز دندانگیر و ماندگار، ذهن نویسنده نیازمند درجهای از شجاعت، جسارت و رهایی دیوانهوار است. طنزنویس محافظهکار نمیتواند جریانساز شود.
در پایان این گردهمی که با اهدای کتاب به حاضران همراه بود، موضوع گردهمی آینده طنزخوانه «روایت یک سفر» اختصاص یافت.
نظر شما