۱۴۰۵.۰۵.۲۶

نویسنده کتاب «زنی در فدراسیون گاومیش‌ها» گفت: راوی این کتاب صرفاً یک موفقیت فردی به دست نمی‌آورد؛ بلکه دستاورد بزرگ آن‌ها یعنی اصلاح نژاد و تولید جنین منجمد گاومیش در ایران، باعث تحول یک روستا و تغییر اقتصاد محلی می‌شود.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، کتاب «زنی در فدراسیون گاومیش‌ها» به قلم نرجس توکلی، اثری تازه‌نشر است که با تمرکز بر مفهوم «انسانِ پیشرفت»، روایتی واقعی و ملموس از گره‌گشایی اقتصادی در نقطه‌ای دور از مرکز را به تصویر می‌کشد. این کتاب که به همت باشگاه روایت کلمه حوزه هنری تهیه شده، به‌تازگی از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده و روانه بازار نشر شده است. روایتی از تبدیل یک ایده علمی به جریانی اجتماعی که نشان می‌دهد پیشرفت‌های بزرگ همواره متکی به امکانات عظیم نیستند. در ادامه، مشروح مصاحبه با نویسنده این کتاب را درباره فرآیند شناسایی سوژه، مستندنگاری و اهمیت بازنمایی پیشرفت‌های مردمی را می‌خوانید.

نرجس توکلی، نویسنده کتاب «زنی در فدراسیون گاومیش‌ها» درباره ماجرای نگارش این اثر گفت: «شروع این کتاب به سال ۱۴۰۱ برمی‌گردد. ما به همراه جمعی از دوستان که دغدغه روایت پیشرفت داشتند، با راهبری دفتر کلمه حوزه هنری، تصمیم گرفتیم رصدی جامع در استان گیلان انجام دهیم؛ پروژه‌ای که ما را به بیش از دو هزار سوژه رساند. در این رصد، به دنبال آدم‌هایی بودیم که صرفاً کار نمی‌کردند، بلکه صاحب ایده بودند و دغدغه حل مساله داشتند.»

توکلی افزود: «در جریان همین پایش‌ها در منطقه رضوان‌شهر، یکی از رصدپژوهان ما به نام فاطمه هادی‌پور، سوژه این کتاب را شناسایی کرد. وقتی مختصات کارشان را بررسی کردم، متوجه ویژگی‌های ممتاز آن شدم؛ اما برای این‌که عیار قصه کاملاً دستم بیاید، تصمیم گرفتم دل به جاده بزنم و برای پیش‌مصاحبه راهی روستایشان شوم. دیدار با فاطمه دریساوی و همسرشان، محمد نیکوکار، همان نقطه‌ای بود که دیدم سوژه به شدت زنده و پر از ظرفیت‌های روایی بکر است و همان‌جا تصمیم به نگارش کتاب گرفتیم.»

این نویسنده، خلق دستاورد در دل محدودیت را ویژگی بارز این روایت دانست و بیان کرد: «مهم‌ترین ویژگی کتاب این است که پیشرفت را در یک آزمایشگاه شیک و پر از امکاناتِ پایتخت به تصویر نمی‌کشد؛ بلکه نشان می‌دهد چگونه یک زن و شوهر با دست‌های خالی در یک روستای دورافتاده، اتفاقی بزرگ را رقم می‌زنند. وقتی این زوج می‌بینند روش‌های سنتی پرورش گاومیش که شغل رایج مردم روستا بود، دیگر پاسخ‌گوی نیاز آنها و منطقه نیست و بهره‌وری پایینی دارد، متوقف نمی‌شوند.»

وقتی پیشرفت از پایتخت آغاز نمی‌شود؛ روایت بانویی که اقتصاد یک روستا را متحول کرد

او ادامه داد: «همسر خانم دریساوی برای گذراندن دوره مدیریت پرورش گاومیش به ایتالیا سفر می‌کند؛ اما شاهکار آن‌ها پس از این آموزش‌ها و در داخل کشور رقم می‌خورد. با تلاش‌های شبانه‌روزی این زوج و تکیه بر دانش بومی دانشمندان کشور، ایران به «اصلاح نژاد گاومیش» و «تولید جنین منجمد گاومیش» دست پیدا می‌کند؛ که قبلا فقط در انحصار ایتالیا بود.»

توکلی با تأکید بر امتداد اجتماعی این دستاورد اضافه کرد: «ماجرا به همین نقطه ختم نمی‌شود. آن‌ها پس از این موفقیت علمی، تعاونی گاومیش‌داران استان را پایه‌گذاری می‌کنند. نکته غرورآفرین قصه اینجاست که خانم دریساوی مدیریت این تعاونی را بر عهده می‌گیرد؛ زنی که حالا راهبر مجموعه‌ای با حضور سیصد مردِ دامدار است. روش‌های نوین را به آن‌ها آموزش می‌دهد و به پیشرفت دامداری منطقه کمک می‌کند. این یعنی خلق پیشرفت از دل محدودیت؛ جریانی که از همان روستای کوچک آغاز شد اما اقتصاد یک استان را تحت تأثیر قرار داد.»

توکلی با اشاره به روند مستندنگاری اثر گفت: «منبع اصلی ما، مصاحبه‌های تاریخ شفاهی و مشاهدات میدانی بود. همکارانم، سیده فاطمه حسینی و فاطمه فتحی‌فر، مصاحبه‌های اولیه را با راوی انجام دادند و بنده در زمان تدوین و نگارش، مصاحبه‌های تکمیلی را برای بیرون کشیدن جزئیات انسانی و روایی پیش بردم تا کار به ثمر نشست.»

این نویسنده نگاه مبتنی بر حل مسئله را وجه تمایز این دستاورد علمی و اقتصادی دانست و تصریح کرد: «قهرمان این روایت با ایستادگی‌اش، تنها یک موفقیت شخصی و گلخانه‌ای نمی‌سازد. فاطمه می‌دید که دامداری سنتی چقدر پرهزینه و کم‌بازده است؛ بنابراین با تمرکز بر اصلاح نژاد، تلاش کرد زنجیره بهره‌وری پایین را قطع کند. در نتیجه، اقتصاد، معیشت خانواده‌های روستایی و وضعیت پرورش گاومیش در منطقه متحول شد و مهاجرت معکوس به روستا اتفاق افتاد. در مقیاس کلان‌تر، این حرکتِ برخاسته از مناطق دور از مرکز، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان ساختار اقتصادی کشور را با بازتولید کار امثال خانم دریساوی توانمندتر کرد.»

توکلی در پایان درباره وضعیت «روایت پیشرفت» در فضای نشر گفت: «ما در ادبیات پیشرفت زمانی موفق می‌شویم که به‌جای ارائه گزارش‌های آماری خشک و سازمانی، روی «نشان دادن» جزئیات انسانیِ این تلاش‌ها تمرکز کنیم. ما هنوز کار زیادی در پیش داریم؛ باید شهر به شهر بگردیم. امثال خانم دریساوی‌ها در این کشور کم نیستند. ما موظفیم نشان دهیم که پیشرفت همیشه در شرکت‌ها و کارخانه‌های بزرگ صنعتی اتفاق نمی‌افتد؛ گاهی پیشرفت، دستاورد خانواده‌ای در یک روستا است که با سرسختی پای هدفشان می‌ایستند تا گره از یک مسئله ملموس اقتصادی و اجتماعی باز کنند و با توانمندسازی جامعه پیرامونشان، غیرممکن‌ها را ممکن سازند.»

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha