به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، رضا پورحسین جامعه شناس در دومین همایش حضوری «نقش من» با تأکید بر اینکه نوجوانی مرحلهای خاص و مستقل در مسیر رشد انسان است، اظهار کرد: برای فهم نوجوان باید ابتدا این واقعیت را بپذیریم که او نه یک کودکِ بزرگ شده است و نه یک بزرگسالِ کوچک. نوجوانی سرزمینی مستقل با ویژگیها و منطق خاص خود است و بدون شناخت این جهان نمیتوان با نوجوان ارتباط مؤثر برقرار کرد.
به گفته او، یکی از خطاهای رایج در مواجهه با نوجوانان این است که بزرگسالان تلاش میکنند با همان الگوهایی که برای کودکان یا بزرگسالان به کار میبرند، با نوجوان نیز رفتار کنند؛ در حالی که این دوره، مرحلهای گذار و سرشار از تحولات ذهنی، عاطفی و هویتی است.
پورحسین نوجوانی را دورهای دانست که در آن ظرفیتهای متعددی در انسان شکل میگیرد و فرد در معرض تجربههای متنوع قرار میگیرد. به تعبیر او، نوجوانی زمانی است که بذرهای شخصیت آینده انسان در آن کاشته میشود. در این دوره نوجوان با پرسشهای جدی درباره خود، جهان و آینده روبهرو میشود و در جستوجوی معنایی برای زندگی خویش است. همین امر سبب میشود رفتارهای او گاه ناپایدار یا متغیر به نظر برسد؛ امری که به گفته این پژوهشگر بخشی طبیعی از فرآیند رشد محسوب میشود.
هیجان؛ نقطه آغاز اقناع نوجوان
پورحسین با اشاره به مفهوم «نگرش» در روانشناسی اجتماعی توضیح داد: نگرش انسان از سه مؤلفه شناختی، عاطفی و رفتاری تشکیل شده است. در فرآیند تربیت نوجوان، عنصر عاطفه و هیجان نقش آغازگر دارد. نوجوان پیش از آنکه به استدلالهای منطقی پاسخ دهد، به رابطه انسانی و احساس ارتباط واکنش نشان میدهد.
به گفته او، اگر مربی یا معلم بتواند پیوند عاطفی با نوجوان برقرار کند، مسیر انتقال مفاهیم معرفتی و تربیتی نیز هموارتر خواهد شد. در چنین شرایطی نوجوان آمادگی بیشتری برای شنیدن و پذیرش پیدا میکند.
پورحسین در ادامه به مهارتی اشاره کرد که آن را یکی از مهمترین تواناییهای مربی در ارتباط با نوجوانان دانست؛ توانایی فهمیدن نگاه نوجوان. او این مهارت را «نشستن بر نگاه دیگری» توصیف کرد و گفت مربی باید بتواند جهان را از زاویه دید نوجوان ببیند.
به گفته او، بسیاری از سوءتفاهمها میان نسلها از آنجا ناشی میشود که بزرگسالان پیش از آنکه تلاش کنند نوجوان را بفهمند، میکوشند او را اصلاح کنند. در حالی که اگر نوجوان احساس کند واقعاً شنیده میشود و سخنش جدی گرفته میشود، زمینه گفتوگو و تأثیرگذاری فراهم خواهد شد.
زبان هویت؛ گذرگاه ارتباط با نوجوان
پورحسین همچنین بر اهمیت شناخت «زبان هویت» نوجوان تأکید کرد. به اعتقاد او هر نوجوان در شبکهای از هویتها زندگی میکند؛ هویتهایی که میتوانند از خانواده، فرهنگ، محیط اجتماعی، باورهای دینی یا گروه همسالان شکل بگیرند.
مربی زمانی میتواند با نوجوان ارتباطی پایدار برقرار کند که بداند کدام لایه هویتی برای او پررنگتر است و از همان مسیر با او سخن بگوید. به گفته وی، گفتوگوی تربیتی زمانی مؤثر است که در زبان هویتی مخاطب شکل بگیرد.
مربی الهامبخش؛ اهمیت خودسازی
این پژوهشگر حوزه نوجوان در بخش دیگری از سخنان خود به ویژگیهای شخصیتی مربی اشاره کرد و گفت: نوجوانان بیش از آنکه تحت تأثیر توصیهها قرار بگیرند، از شخصیت الهام میگیرند. بنابراین مربی باید از نظر علمی، شخصیتی و معنوی خود را تقویت کند تا بتواند الگویی الهامبخش برای نوجوانان باشد.
به باور او، ارتباط درونفردی سالم و شناخت دقیق از خود، مقدمهای برای برقراری ارتباط مؤثر با دیگران است.
روایت؛ سازنده ساختار ادراک انسان
وحید یامینپور نیز در این همایش با تمرکز بر مفهوم «روایت» و نقش آن در شکلگیری ادراک انسانی سخن گفت. او با اشاره به پیچیدگی ساختار ذهن انسان اظهار کرد: تصور سادهای که گاهی درباره نحوه تأثیرگذاری پیامها بر ذهن انسان وجود دارد، با واقعیت فاصله دارد.

به گفته او، دستگاه ادراکی انسان شبکهای پیچیده از تجربهها، پیشفرضها و چارچوبهای معنایی است و انسان رویدادها را صرفاً به صورت مستقیم دریافت نمیکند، بلکه آنها را تفسیر میکند.
روایت؛ چارچوب معنا دادن به جهان
یامینپور توضیح داد: یکی از مهمترین ابزارهای شکلدهی به این تفسیرها، روایت است. روایت به انسان کمک میکند رویدادهای پراکنده را در قالب یک داستان معنادار کنار هم قرار دهد. به همین دلیل انسانها معمولاً جهان پیرامون خود را در قالب روایتها میفهمند و به خاطر میسپارند.
به گفته او بسیاری از تصمیمها و کنشهای انسانی در نهایت بر اساس معنایی شکل میگیرد که فرد از رویدادها دریافت میکند.
زبان؛ زیستگاه اندیشه
این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنان خود به نقش زبان در شکلگیری اندیشه پرداخت و گفت: انسان تنها با زبان سخن نمیگوید، بلکه در زبان میاندیشد. زبان مادری چارچوبی است که در آن جهان برای ما معنا پیدا میکند.
او افزود: هر زبان امکانات و محدودیتهای خاصی برای اندیشیدن ایجاد میکند و به همین دلیل ترجمه میان زبانها همیشه کامل نیست؛ زیرا هر زبان جهان معنایی ویژهای را با خود حمل میکند.
روایت و شکلگیری حافظه جمعی
یامینپور همچنین رابطه میان روایت و حافظه را مورد توجه قرار داد و توضیح داد که خاطره زمانی شکل میگیرد که انسان بتواند از یک تجربه روایتی بسازد. رویدادهایی که در قالب روایت بیان نمیشوند، به تدریج از حافظه محو میشوند.
به گفته او همین منطق در سطح جامعه نیز صادق است؛ ملتها حافظه جمعی خود را از طریق روایتهایی که از گذشته نقل میکنند حفظ میکنند. اگر این روایتها بازگو نشوند، به مرور زمان فراموش خواهند شد.
ضرورت روایت در تربیت نسل جدید
یامینپور در پایان سخنان خود با اشاره به شرایط فرهنگی جهان معاصر گفت: نوجوان امروز در فضایی زندگی میکند که روایتهای گوناگون و گاه متعارض در آن جریان دارند. در چنین شرایطی اگر روایتهای منسجم و معنادار درباره زندگی، هویت و آینده ارائه نشود، ذهن نوجوان با نوعی پراکندگی معنایی مواجه خواهد شد.
نگاهی به «نوجوان ایرانی»؛ فراتر از آسیبشناسی
در بخش پایانی همایش، مطهره وکیلی، پژوهشگر حوزه نوجوان، با معرفی کتاب «نوجوان ایرانی»، آن را حاصل یک «مرور سیستماتیک» بر حجم گستردهای از یافتههای علمی دانست و گفت: ما در این پروژه، بیش از ۳۰۰۰ پژوهش اولیه را غربال کردیم که از این تعداد، ۷۰۰ پژوهش با معیارهای سختگیرانه کیفی و مرتبط با سلامت روان نوجوانان انتخاب و تحلیل شدند. این مقالات در ۹ حوزه تخصصی دستهبندی شدهاند تا مربیان و روانشناسان بتوانند در مواجهه با مسائل روز نوجوانان، به جای آزمون و خطا، از دادههای مستند استفاده کنند.
وکیلی در توضیح رویکرد این کتاب افزود: یکی از دستاوردهای مهم ما، تغییر پارادایم از نگاه صرفاً آسیبمحور (پاتولوژی) به سمت رویکرد توانمندسازی است. ما در این کتاب به دنبال این هستیم که به جای تمرکز بر اختلالات، بررسی کنیم چگونه میتوان نوجوان را در مواجهه با فرصتها و چالشهای زیستبوم جدید، توانمندتر ساخت.

این پژوهشگر با اشاره به «ارزش افزوده» این اثر اظهار داشت: در پایان هر فصل، جمعبندی تخصصی تیم مؤلفان به سرپرستی دکتر عباس جواهری آمده است. این بخش به مربیان کمک میکند تا بدون نیاز به خواندن تکتک مقالات، به مدلهای کاربردی و عصاره یافتههای دهههای اخیر از بحث بهزیستی دیجیتال گرفته تا تربیت جنسی و نوجوان و مدرسه دسترسی داشته باشند. همچنین ما با تفکیک جغرافیایی پژوهشها، متوجه شدیم خلأ مطالعاتی در حوزه نوجوانان پسر نسبت به دختران وجود دارد که خود نقشه راهی برای پژوهشگران آینده است.
وکیلی در خاتمه با اشاره به مقاله «ویژگیهای معلم اثربخش از نگاه نسل آلفا» که به تازگی به همت تیم پژوهشی وی منتشر شده، خاطرنشان کرد: بر اساس مصاحبههای عمیق با نوجوانان این نسل، یافته کلیدی این است که «مهارت برقراری ارتباط با نوجوان»، مهمترین مؤلفه برای اثربخشی یک معلم است. به قدری کیفیت این رابطه انسانی تعیینکننده است که میتواند سایر خلأهای آموزشی و تربیتی را پوشش دهد. این نکته برای مربیانی که با نسل آلفا سر و کار دارند، بسیار راهگشا و قابل تأمل است.
نظر شما