علیرضا حصارکی، هنرمند و طراح گرافیک و خالق اثر گرافیکی «با اغتشاش، صدای اعتراض مردم را بستند» در گفتوگو با خبرنگار روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی گفت: معمولاً در همه جوامع انسانی، نوعی نارضایتی و اعتراض شکل میگیرد و این امری طبیعی است. حتی در کوچکترین نهاد اجتماعی، یعنی خانواده که متشکل از چند نفر است، ممکن است نسبت به رفتار یکدیگر اعتراضهایی وجود داشته باشد. طبیعتاً شکل و چارچوب اعتراض نیز مشخص است؛ فرد اعتراض میکند، نظر خود را بیان میکند و خواهان اصلاح موضوع میشود. برای مثال، میان دو شریک یا زن و شوهر نیز چنین مسائلی پیش میآید و ممکن است حتی صدای خود را برای یکدیگر بالا ببرند، اما در نهایت قصد تخریب، جنایت یا نابودی بنیان زندگی مشترک را ندارند.
حصارکی در ادامه بیان کرد: تفاوت اساسی همینجاست؛ اگر انتقادی وجود دارد، ابزار آن گفتوگوست. حتی اگر صداها بالا برود، باز هم گفتوگو صورت میگیرد، نظرات شنیده میشود و در نهایت به تعادلی نسبی میرسند.
وی افزود: اما آنچه در ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ شاهد بودیم، اعتراض نبود؛ بلکه دو روز سرشار از خشونت و عملاً نوعی تروریسم بود. اقداماتی صورت گرفت که بهنوعی تلاش برای ایجاد شبهکودتا، براندازی حکومت و در مفهومی کلی، تجزیه کشور تلقی میشد.
این هنرمند گرافیست در ادامه با بیان درونمایه اصلی این آثار، گفت: لازم است میان «اعتراض» و «اغتشاش و آشوب» تفاوت قائل شویم و بتوانیم این دو را از یکدیگر تمییز دهیم. بر همین اساس مجموعه آثاری با عنوان «با اغتشاش، صدای اعتراض مردم را بستند» تولید کردم که درونمایه اصلی آن نیز بر همین تمایز استوار است.

حصارکی عنوان کرد: با موضوع اغتشاش مجموعهای از آثار تولید شده که تاکنون سه اثر از این دستهبندی را اجرا کردهام و در صورت فراهم شدن فرصت، مابقی هم تولید خواهد شد تا این تفکیک و تبیین دقیقتر شود. در آن دو روز، خشونتی افسارگسیخته علیه جان بیش از دو هزار نفر از نیروهای مدافع امنیت و شهروندان مظلوم رخ داد و سوءقصدهایی صورت گرفت که ابعاد آن باید برای افکار عمومی روشن شود. تا زمانی که ابعاد این حوادث برای جامعه تبیین نشود، امکان بازتولید چنین خشونتها و اقدامات تروریستی وجود دارد؛ همانگونه که در سالهای ابتدایی انقلاب اسلامی نیز شاهد نمونههایی از این دست بودیم و متأسفانه این جریانها در اشکال مختلف تکرار شدند.
این طراح گرافیست با اشاره به وظیفه متولیان فرهنگی در خصوص روشنگری، بیان کرد: به نظر من باید درباره سرفصلها و خود موضوع بیشتر گفتوگو شود. حوزه هنری و دیگر مجموعههایی که متولی این امر هستند و مسئولیت روشنگری دارند، نباید ابعاد آشکار و پنهان این ماجرا را رها کنند. این موضوع نباید صرفاً با رویکردی مناسبتی دیده شود که در مقطعی کوتاه چند اثر تولید شود؛ چه در حوزه هنرهای تجسمی، چه موسیقی، مستند یا سایر عرصهها. این وقایع نیازمند تولید جدی و مستمر آثار هنری هستند.

وی در ادامه مطرح کرد: با توجه به حجم گسترده فعالیت رسانهای علیه کشور در عرصه جهانی، هرچه کمتر درباره این مسائل سخن بگوییم و تولید محتوا کنیم، در آینده و برای نسلهای بعدی، آثار شاخص و معناداری در اختیار نخواهیم داشت که بتوانند روایتگر این مقطع تاریخی باشند. در طول تاریخ انقلاب اسلامی نیز تولید آثار مرتبط با دوران ستمشاهی توانست بخشی از تاریخ سیاسی و هنری کشور را ثبت و تثبیت کند.
علیرضا حصارکی، در پایان، تصریح کرد: از منظر تخصصی خودم در حوزه هنرهای تجسمی عرض میکنم که حجم و کیفیت تولید آثار در این حوزه باید افزایش یابد. نباید با نگاه اداری و صرفاً برای انجام یک تکلیف به تولید اثر پرداخت. این آثار قرار است روایتگر وقایع تاریخ معاصر کشور باشند و نقش هدایتگری برای افکار عمومی ایفا کنند. در غیر این صورت، در طول زمان با شکستهای محتوایی متعددی مواجه خواهیم شد و دیگران به جای ما روایت خواهند کرد. نمونه آن را در برخی شبکههای معاند مانند «منوتو» دیدیم که با تولید برنامههایی مانند «تونل زمان»، به سفیدنمایی دوره پهلوی پرداختند. نتیجه آن، مواجهه نسل جدید با حجم گستردهای از محتوای تحریفشده و مخدوش است؛ محتوایی که گاه تصویری واقعی نشان میدهد، اما حقیقت ماجرا را بهدرستی تبیین نمیکند. این هم رسالت هنرمند است و هم مسئولیت متولیان فرهنگی که با تولید و نشر آثار دقیق و مستند، بتوانند جریانهای محتوایی مهاجم را مدیریت و کنترل کنند.



نظر شما