به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، سیدعلی میرفتاح در سیزدهمین جلسه از سلسله نشستهای «بازار شکرفروشان» که به همت مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری برگزار شد، به موضوع نسبت محتوا و فرم زبان فارسی با دین، اسطوره و روایتهای تاریخی پرداخت و بر نقش درمانگرانه ادبیات و زبان در فهم حقیقت تأکید کرد.
در ابتدای جلسه، سخنران با اشاره به ظرفیتهای درمانی زبان و ادبیات فارسی، عنوان کرد که زبان میتواند حال انسان را بهتر کند و ادبیات، صرفاً ابزار بیان نیست بلکه امکان مواجهه عمیقتر با حقیقت را فراهم میآورد. در ادامه، به وضعیت اجتماعی پیامبران اشاره شد و گفته شد که انبیا اغلب از طبقات فرودست یا از سرزمینهایی کمبرخوردار برخاستهاند؛ امری که موجب تمسخر آنان از سوی صاحبان قدرت و ثروت در زمانه خود میشده است.
در همین راستا، با اشاره به شخصیت حضرت عیسی(ع) تأکید شد که ماندگاری پیام او نه به واسطه قدرت و ثروت، بلکه به دلیل نیروی موعظه و روایت بوده و در مقابل، نام مخالفان ثروتمند او در تاریخ ماندگار نشده است. همچنین داستان داوود و جالوت بهعنوان نمونهای از تقابل ضعف ظاهری و قدرت حقیقی بازخوانی شد؛ روایتی که در آن، نوجوانی چوپان با امکانات اندک بر نیرویی عظیم غلبه میکند.
بخش دیگری از نشست به بررسی شباهت میان روایتهای اساطیری و داستانهای قرآنی اختصاص داشت. از جمله به شباهت روایت آفرینش انسان در اساطیر یونان و داستان خلقت در متون دینی اشاره شد. در این باره تأکید شد که اگرچه شباهتهایی میان جهان اسطوره و دین وجود دارد، اما تفاوت بنیادین آنها در مفهوم خداست؛ وجود و قدرت خدایان اساطیری وابسته به پرستش انسان است و با فراموشی انسان از میان میروند، در حالی که خدای یکتا مستقل از ایمان یا کفر بشر، همواره وجود دارد.
در ادامه، کتاب «اساطیر یونان» بهعنوان مدخلی برای ورود به بحث معرفی شد و به این نکته پرداخته شد که در مباحث ضددینی معاصر، گاه از شباهت روایتهای اسطورهای و دینی برای تضعیف دین استفاده میشود. همچنین در پاسخ به این رویکرد، مطرح شد که حقیقت واحد است اما در ظرفهای مختلف و متناسب با ظرفیت فهم مخاطبان، صورتبندی میشود. از این منظر، تفاوت روایتها امری طبیعی و اجتنابناپذیر است.
سخنران در ادامه بر این نکته تأکید کرد که هر حقیقتی در فرآیند بیان و تبدیل شدن به کلام، دچار نوعی تنزل میشود. برای توضیح این موضوع، به مثالی قرآنی اشاره شد که سعدی نیز آن را در شعر خود بازتاب داده است؛ بارانی که در ذات خود پاک است اما بسته به زمینی که بر آن میبارد، نتایج متفاوتی بهجا میگذارد. بر همین اساس گفته شد که متن مقدسی مانند قرآن، بسته به پیشفرضها و ظرفیت مخاطب، میتواند هم منشأ هدایت و هم زمینهساز انحراف شود.
در بخش دیگری از نشست، بار دیگر به اساطیر یونانی ارجاع داده شد و شخصیت پرومته و نسبت او با انسان بررسی شد. طبق این روایتها، پرومته به صورت مخفیانه از زئوس، آتش و توان قصهسازی را به انسان آموخت؛ عناصری که به شکلگیری تمدن بشری انجامید. این در حالی است که در روایت قرآنی، خداوند خود کلام را به انسان میآموزد و خواهان توانمندی و سربلندی اوست؛ تفاوتی که بهعنوان تمایز بنیادین میان جهانبینی اساطیری و دینی مطرح شد.
در بخش پایانی جلسه، بحث به تاریخنگاری و نقش زبان فارسی کشیده شد. میرفتاح با اشاره به ترجمه تاریخ طبری در دوره سامانیان توسط بلعمی، تأکید کرد که این ترجمهها نقش مهمی در حفظ و غنای زبان فارسی و جلوگیری از عربیشدن آن داشتهاند.
همچنین گفته شد که ترجمه تاریخ طبری صرفاً انتقال متن نبوده، بلکه با اصلاح و بازخوانی روایتها همراه بوده است؛ امری که موجب تلفیق عناصر اسطورهای ایرانی و مفاهیم دینی اسلامی در تاریخنگاری فارسی شده است.
در پایان این نشست، بخشی از ابتدای کتاب تاریخ طبری قرائت شد و جلسه با تأکید بر اهمیت فهم تاریخی، زبانی و روایی متون دینی و اساطیری پایان یافت.
نظر شما