کتاب به خوبی درباره دو نسل با راحتترین زبان و بیان با مخاطب ارتباط برقرار میکند. یک جوان امروزی و پدر و مادرش و نحوه ارتباطات و اختلاف نظرات و جهانبینیهای متفاوت را نشان میدهد.
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، نفیسه سادات موسوی در یادداشتی به چهار دلیل، خواندن کتاب «دومین نشان مردی» را پیشنهاد میدهد که در ادامه به آنها میپردازیم:
«مهرداد صدقی با سهگانه آبنباتهایش نام خود را بهعنوان یک نویسنده طناز در ذهن مخاطب بهخوبی حک کرده است. علت اینکه از اصطلاح طنزنویس استفاده نکردم هم این است که صدقی در کتابهایش لزوماً طنز نمینویسد، بلکه هم مینویسد و هم طنز قابل لمسی استفاده میکند. شاید به همین دلیل باشد که کتابهای او بهجای داشتن بازه سنی مشخص به عنوان پیشنهاد سن مناسب مطالعه، فقط سن شروع دارند و از ۱۵،۱۶ سال به بالا میتوانند با این داستانها ارتباط برقرار کنند.
اما بد نیست بررسی کنیم که کتاب «دومین نشان مردی» برای چه کسانی جذابیت خواهد داشت؟! اول از همه برای آنهایی که سالهای دانشجوییشان را پشت سر گذاشتهاند. صفحه به صفحه همانگونه که با داستان جلو میرویم، خاطره پشت خاطره است که در ذهنمان و جلوی چشممان جان میگیرد. حتی در مواردی مخاطب هنوز کتاب را به پایان نرسانده بوده که گوشیاش را برداشته و پیامی، زنگی چیزی برای رفقای دوره دانشجوییاش گذاشته و با هم چاق سلامتی هم کردهاند.
دوم برای آنهایی که الان دانشجو هستند (البته به شرطی که شروع دانشجو شدنشان در دوران کرونا نبوده باشه!). اینها هم مرور لطیف شرایط را با خواندن این کتاب تجربه میکنند و هم یک الهامبخشهایی برای ترمهای پیشِ رو خواهند داشت.
سوم آنهایی که هنوز دانشجو نشدهاند (ولی بالاخره یک روز قرار است بشوند) اینها عاشق چیزی میشوند که تجربهاش نکردهاند، ولی چنان ذهنیت و جذابیتی برایشان ایجاد میشود که قطعاً روزشماری میکنند برای شروع ایام پرهیجان دانشجویی.
و چهارم ، بقیه! دقیقاً بقیه کسانی که جزء هیچ کدام از این سه گروه نیستند. نه سن و سالشان فرق دارد نه جنسیتشان. به هرحال چیزهایی در این کتاب هست که آنها را به دنبال خود میکشد: اول از همه اینکه کتاب یک اثر داستانی است. یعنی طنز (که دستهبندی ژانری کتاب هست) در بستر یک داستان کامل اتفاق میافتد و همین از سایر طنزها متمایزش میکند و البته هنر نویسنده را هم به رخ میکشد. چون نه داستان فدای طنز میشود و چفت و بستش شل میگردد، نه طنز فدای داستان میشود و تا چشم کار میکند کسلکنندگی و بیروحی به چشم میخورد. همه چیز به قاعده و به اندازه سر جای خودش قرار دارد در این کتاب.
مورد دوم اینکه کتاب به خوبی درباره دو نسل با راحتترین زبان و بیان با مخاطب ارتباط برقرار میکند. یک جوان امروزی و پدر و مادرش و نحوه ارتباطات و اختلافنظرات و جهانبینیهای متفاوت و خواستهها و کلافگیها و ادراکات این دو نسل در بستری که از خستهکنندگی نجاتمان میدهد، به زیبایی و قوت هر چه تمامتر به تصویر کشیده شده است. (هرچند شخصاً خیلی با مدلی که از رابطه پدر و مادر شخصیت اصلی نشان داده شده موافق نبودم. تلاش شده صمیمیت را نشان بدهد ولی بیشتر اگزجره شده است).
مورد سوم هم اینکه این کتاب آنی دارد که به هر حال صدای خندهی شما را بلند میکند. یعنی در آن جاهایی هست که آدم هر چقدر هم با جدیت و بیتفاوتی و گارد در حال خواندن باشد، نمیتواند جلوی خندهاش را بگیرد و طبیعتاً جزء گزینههایی میشود که به دیگران خواندنش را پیشنهاد میکند، حتی ممکن است مطابق پیشبینی خود نویسنده، کتاب را به دیگران هدیه هم بدهد مخصوصاً به دیگرانی که برایش عزیز هستند.
هر چند این کتاب دومین جلد از یک مجموعه داستان طنز در ظاهر به هم پیوسته (از لحاظ شخصیتهای اصلی) هست، ولی من بدون خواندن جلد قبلی این کتاب را شروع کردم و هیچ احساس سر درگمی یا کجفهمی نداشتم و همین به نظرم نقطه قوت محسوب میشود.
خوشخوان و روان بودن نثر کتاب هم در کنار طنز بودنش از جمله دلایلی است که من به خاطرش این یادداشت را با توصیه به خواندنش به پایان میرسانم. ممنون آقای صدقی عزیز!»
انتهای پیام/
نظر شما