به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، این نشست با سخنان حسین سهمی و اطلاعاتی درباره معرفی هرچه بیشتر این آزاده آغاز شد. سهمی گفت: اصالتا اهل دامغان هستم و جانباز ۵۵ درصدی که ۴۶ ماه در جنگ حضور داشته است. با بازگشت به وطن مشغول همکاری در وزارت نیرو شدم و به یاد دارم که در دهه ۹۰ وزارت نیرو تصمیم گرفت تا با همکاری شرکتهای این وزارتخانه خاطرات جانبازان و آزادگان را تدوین کند که از این میان ۵۰ کتاب هم نوشته شد.
وی ادامه داد: وقتی نوبت به بازگویی خاطراتم رسید به من گفته شد که بیشتر تعریف کنید تا در نهایت کتاب «ساعت ۵ بود» توسط حسینعلی احسانی نوشته شد. انتخاب این عنوان از این حیث بود که وقتی نیروی عراقی دستم را برای بیرون کشیدن از آب گرفت اولین کاری که میخواست انجام دهد این بود که ساعتم را از دستم باز کند و همان لحظه من نگاهم به ساعت افتاد و دیدم ساعت ۵ است. ضمن اینکه وقتی از اسارت بازگشتم به من گفته شد که برادرم در ساعت ۵ به شهادت رسیده است.
حسین سهمی در ادامه به خاطرات خود از سال ۱۳۵۸ اشاره کرد که یک بسیجی بوده و تصمیم میگیرد محیط ارتش را با افکار بسیج آشنا کند.
وی ادامه داد: جنگ باعث شد تا برای تحصیل به آلمان نروم و بعد از جبهه و با تاخیر ۱۳ ساله دانشجو شوم. کتاب «ساعت۵ بود» کتاب خاطره نیست بلکه روایت زندگی در جنگ است و این کتاب شامل تمام وقایع هم نمیشود.
نقش مادر در «ساعت ۵ بود»
محمد قاسمیپور که منتقد این نشست بود در ادامه گفت: اگر بخواهیم مولفههای ایستادگی را تعریف کنیم یکی از راهها رجوع به ادبیات اسارت و شرح حال و خاطرات آزادگان است لذا دفتر هنر و ادبیات اسارت تلاش میکند تا به تولیدات بپردازد و از همین حیث هم لازم است تا افراد علاقهمند در چنین رویدادهایی حضور داشته باشند.
وی سپس به جایگاه مادر حسین سهمی در کتاب «ساعت ۵ بود» اشاره کرد که در سایه است ولی عملکردش در سراسر اثر موج میزند.
قاسمی پور افزود: برای خواننده فهیم پیداست که نقش و سهم مادر چقدر است. همچنین عکس در کتاب «ساعت ۵ بود» یک منظومه برای تامل و فکر کردن و شناخت است که از نمونههایی است که کمتر به ظهور و بروز رسیده است. در کتاب «ساعت۵ بود» مشخص است که مادر حسین سهمی، فرزندان را برای ایثارگری، سالها مبارزه و عضویت در بسیج و آمادگی در زندگی و اسارت ترغیب میکند. در این کتاب مادر را یک تنه در فهوای روایت میبینیم، او نظارهگر بر حق فرزند شهیدش است و نماد زن ایرانی نستوه، مبارز، مقاوم و خستگیناپذیر و بیادعاست.
وی با اشاره به اینکه مادر در کتاب «ساعت ۵ بود» اگرچه در حاشیه است ولی از سوی مخاطب رها نمیشود.
این منتقد اظهار کرد: در «ساعت ۵ بود» مولفههایی که در اردوگاه منجر به دوام و ایستادگی میشود، بسیار مهم است. مشتاقان ادبیات اسارت یا اردوگاه بیشتر فیلمها را میبینند و کتابها را میخوانند تا از انگیزه زیرساختی یک شخصیت باخبر شوند و بدانند چه چیزی باعث این مقاومت شده است.
وی ادامه داد: اسارت و در اردوگاه ماندن و سربلند زیستن در آنجا، پیشنیاز و مقدماتی میطلبد که همه افراد آن را خوب سپری نمیکنند و اگر میبینیم بخشی از آزادگان فعالیت مستمر و سازندهشان را بعد از اسارت شروع میکنند به دلیل همین است و بر همین اساس بازشناسی مولفههایی که شخصیتشان شکل گرفته، مهم است.
قاسمیپور تاکید کرد: حسینعلی احسانی نویسنده «ساعت ۵ بود» در ثبت و ضبط خاطرات شفاهی خودآگاه یا ناخودآگاه مولفههایی را ثبت کرده که اولین آن زیست در روستاست، روستایی که در فاصله چند کیلومتری شهر قرار دارد و زندگی کشاورزی و دامپروری حسین سهمی در دوره نوجوانی را میسازد. دومین مولفه مربوط به تمرین مهارت رانندگی در ۱۳ سالگی است. ما در این دوره توانمندی کسب کردن را میبینیم. همچنین بعد از انقلاب و جریان شتابان انقلاب، پیوستگی به بسیج و اردوهای جهادی در متن حاضر است که با پشتیبانی مادر همراه بوده است. اینگونه آدمی که چندان سن نداشته، توانمند شده و مهارت کسب کرده و در ۱۹ سالگی امکان و فرصت ادامه تحصیل را در خارج از کشور پیدا میکند.
روایت ملموس
وی عنوان کرد: حسین سهمی در مسیر یک سرباز و رزمنده به جبهه رفته و اسیر شده، او فرصت ادامه تحصیل در خارج از کشور داشته و حق انتخاب او نکتهای مهم است و این موارد از نگاه مخاطب اهمیت دارد. اینگونه ما با آدمی که میخواهد وارد اردوگاه شود، آشنا شدیم و بعد ۱۱ عملیات با او جلو میرویم. ما کتابهای چاپ شده زیادی داریم که در آن یک فرد چند روز بعد از آموزش به عملیات رفته و اسیر شده یعنی او در اولین یا دومین عملیات به اسارت رفته است در حالی که حسین سهمی بعد از ۱۱ عملیات اسیر شده است. او با تجربهای که از سر گذرانده، آب دیده شده و به اسارت گرفته شده است.
قاسمیپور گفت: کار پشت جبهه، بازگشت و مجروحیت و بستری شدن در بیمارستان و تحوه تعامل با کادر بیمارستانی در کتاب «ساعت ۵ بود» دیده میشود چراکه ما باید زندگی چنین افرادی را کامل ببینیم. حسین سهمی شروع کارش با سرباز وظیفگی است و بعد در لشکر زرهی وارد میشود.
این منتقد در ادامه به روحیات حسین سهمی و سفرهای وی به مشهد بین عملیاتها اشاره و در ادامه بیان کرد: آنچه در کتاب برایم جالب بود نحوه روایت حسین سهمی از وقایع بود. وی زندگی در جبهه را بسیار ملموس روایت کرده است. این کتاب ما را به خلوص، صمیمیت و بیپیرایگی رزمندگان میبرد و این ظرفیت ادبیات است که میتواند لحظات خاطرات را برای همه ملموس کند.
وی از ظرفیت خاطرات حسین سهمی را بیان خاطرات دیگری دانست که در امتداد خاطرات سهمی مطرح شده است.
اسم کتاب سوالبرانگیز است
قاسمیپور تاکید کرد: اسم کتاب درگیرکننده و سوالبرانگیز است و ما با آن جلو میآییم تا اینکه در میانه کتاب به این نکته اشاره شد که عنوان از کجا آمده و به شدت از آن صفحه روی دور تند رد شده است و به نظرم باید کمی روی ماجرای باز کردن ساعت از دست حسین سهمی بازی میشد.
این منتقد در ادامه به بخشی از کتاب «ساعت ۵ بود» اشاره کرد که پتانسیل تولید سینمایی را دارد و گفت: من به علاقهمندان به نگارش فیلمنامه پیشنهاد میدهم بخش ۷۲ ساعتی که برای آزادسازی آمده است را بخوانند. در این بخش جا دارد روی گرسنگی و بیغذایی رزمندگان بیشتر بحث شود.
حسینعلی احسانی نویسنده «ساعت ۵ بود» به روند شروع پروژه نگارش این کتاب که از سوی اداره برق سمنان مطرح شده پرداخت و گفت: از میان ۱۴ آزاده ۲ نفر میدرخشیدند و نباز بود تا به شکل خاصی خاطراتشان ثبت شود. بر همین اساس تحقیقاتی انجام دادم و متوجه خاطرات حسین سهمی شدم.
وی حسین سهمی را اینگونه معرفی کرد: وی کوه استقامت و مصداق صلابت و استواری است. پدر وی انسان مرفهی است و حسین سهمی احترام پدر را در حالی دارد که او را توجیه میکند تا اینکه برای رفتن به بسیج و جبهه مسئله ملی را مطرح میکند. او با شرایطی که میتوانست به خارج از کشور برود، به جبهه رفته است.
احسانی با اشاره به اینکه افرادی چون حسین سهمی در جنگ دو گردان را نجات دادند اما خود اسیر شدند تاکید کرد: در نگارش این کتاب بیشتر تحت تاثیر صلابت حسین سهمی قرار گرفتم. وی در طول کار مدام میگفت اینکه مینویسیم به درد کسی میخورد؟ عشقی که من نسبت به وی پیدا کرده بودم خیلی برایم ارزش داشت.
جعفر گلشن روغنی که اجرای این نشست را برعهده داشت نیز در این نشست به مواردی چون عدم وجود خارجی شخصیتی چون سیدطاهر شاهچراغی که در کتاب «ساعت ۵بود» به آن اشاره شده پرداخت و خواستار اصلاح آن در نسخ بعدی شد.
همچنین گلپایگانی که به عنوان نماینده انتشارات سوره مهر در این نشست حضور داشت به روند چاپ کتاب در سال ۱۳۹۹ و چگونگی مطرح کردن اصطلاحات «ساعت ۵ بود» پرداخت.
نظر شما